مُهر مهر

نیمه شب نجوا کنان در گوش هم

راه افتـــــادیم  دوشـــا دوش هم

ساحل و ماه و سکوت نیمه شب

شاخه ها سر برده در آغوش هم

جیر جیرکهـای شب خوان یکصـدا

مست از غوغای نوشا نوش هـم

موجها غرق تماشامـــــان شـدند

تـــا  که بـــالا آمــدند از دوش هـم

قرص ماه از آسمـــان مبهوت مـا

مـا رها از خویشتن مدهوش هـم

بسته شد عهدی  میان ما ؛ زدیم

مُهر مهری بر لب خــاموش هـــم

سایه های ما به هم محرم شدند

بی صــدا رفتند در آغــــوش هـم

/ 14 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

سلام.چرا مطالب وبلاگتونو دير به دير چک می کنيد؟

خيلی قشنگ بود. البته اشعار طنزتون رو هم خواندم. منتظر اشعار جديدتون هستم.

نسرين

خيلی قشنگ بود. البته اشعار طنزتون رو هم خواندم. منتظر اشعار جديدتون هستم.

فريبا يوسفی

سلام آقای جوادی. به روز می کنيد با شعر به اين زيبايی و خبر نمی دهيد؟... من پست تازه کردم . می آييد؟....ممنون.

محمد

سلام ... با 2 شعر تازه منتظر نقد و نظر شما هستم .

محسن اشتياقي

سلام شعر خوبی بود. خصوصا اين بيت: موجها غرق تماشامـــــان شـدند تـــا به بـــالا آمــدند از دوش هـم فقط جسارتا اگر به را که کنید روانتر می شود

ابراهیم

مبارکه ان‌شاءالله! [چشمک]

منصوره.الف

شعرتون فوق العاده زیباست استاد.درود بر اینهمه ذوق ادبی شیرین[گل][گل][گل]

mehrab

سلام آقای جوادی لازم نیست که بگم اشعار نغز و پر مغز دارید فقط دوست داشتم که چون من هم دستی بر آتش دارم و به سبک ایرج میرزا چندتایی شعر گفتم البته به نظم شبیه به حکیم توس . میخواستم دعوت کنم یه سر به وبلاگم بزنید و نظرتون رو بگید البته پیشاپیش از کلمات بکار رفته خارج از عرف ازتون معذرت میخوام . منتظرم